مبانی نظری معماری اشراقی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران

چکیده

بیان مسئله: معماری اشراقی یعنی آن معماری که در تعریف مبانی اولیه اعم از اجزاء، مقدمات و کلیت مبتنی بر نظریة فلسفی و وجودشناسی اشراق باشد؛ فلسفه‌ای که مؤسس آن در عالم اسلامی شیخ شهاب‌الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق است و قطب‌الدین شیرازی از مفسران مشهور آن است. این معماری تا آنجا که فلسفه اشراقی نظریه ارسطویی ماده و صورت را در خود هضم و جذب کرده و با آن همراه است از معماری کلاسیک که مفاهیم فلسفی صورت و ماده جوهر و عرض را مفروض می‌شمارد، تمییز داده نمی‌شود. ماده تا بی‌نهایت تقسیم‌پذیر است و آنچه به آن وحدت می‌بخشد صورت است، اما آن اصل متافیزیکی مهمی که مخصوص معماری اشراقی است و بر صورت افزون می‌شود و حتی بر آن غلبه دارد؛ نور است.
هدف مقاله: در این مقاله دربارة فرضیه معماری نور و امکان انطباق آن با نور محصور در فیزیک و معماری مبتنی بر صورت فضایی بحث می‌شود. این مقاله هنوز مدعی استخراج معماری موسوم به اشراق نیست بلکه در مبانی فرضیة چنین معماری غور و تحقیق می‌کند که می‌تواند موردعلاقه اندیشمندان معمار ملی و اسلامی این سرزمین باشد.
نتیجه‌گیری: فضاهای نوری در معماری یعنی آن فضاها که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از شعاع نور بهره‌مندند بر فضاهای غیرنوری نه‌تنها در ظهور غلبه دارند بلکه معنی و مفهوم و حتی مفاهیم بنیادی فضاهای غیرنوری جهان منوط به معنی و مفهوم فضاهای نوری است. این فضاهای نوری در حکم آینه‌هایی هستند که فضاهای واقعی و جهان واقع ما را احاطه کرده‌اند و از آنها گریزی به خارج نداریم. اما ما جهان واقعی و فضای واقعی را پذیرفته‌ایم زیرا ما به فضاهای نوری که متمایز کننده‌اند واقف هستیم. از سوی دیگر می‌توان گفت در کنار فضاهای نوری فضاهای کور و تاریکی وجود دارند و ازاین‌رو که آنها را تنها در فضاهای روشن و نوری می‌توان به جای آورد تابع فضاهای روشن یافته می‌شوند. فضاهای روشن آینه‌اند و فضاهای گم شده را در آنها می‌توان به جای آورد و بازشناخت. برخلاف عقیده تیموتی میشل که می‌گوید جهان و امر واقعی کاملاً بیرون از تجلی و ظهور ظاهر می‌شود و قلمروی ناب واقعی است که مقدم بر همه ظهور است به نظر ما فضای نوری در شناخت مقدم بر فضای واقعی، تاریک و موهوم است و فضای موهوم و هیولایی بدون نور قابل شناخت نیست. معماری اشراقی یک معماری ضد راز و ضد استعاره‌ای است. همه چیز را باید آن‌چنان‌که شرقی است، تعریف کرد و ساخت. در زبان این معماری روشنی جای استعاره را می‌گیرد و همه چیز برای دیدن و دیده‌شدن به کار می‌آید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


- Alperson, P. (1992). The philosophy of the visual arts
- Hall, A. R. (1993). All was light: an introduction to Newton's Opticks. Oxford University Press, USA.
- Davey, N. (1999). Interpreting visual culture: Explorations in the hermeneutics of the visual. Psychology Press.
- Hall, R. W. (1974). Plato's Theory of Art: A Reassessment. The Journal of Aesthetics and Art Criticism33(1), 75-82.
- Vasseleu, C. (1998). Textures of light: Vision and touch in Irigaray, Levinas and Merleau Ponty. Routledge.
- Wilson, G. M. (1986). Narration in light: Studies in cinematic point of view. Johns Hopkins University Press.
- Textures of light: vision and touch in Irigaray, Levinas, and Merleau- Ponty, Cathryn Vasseleu, London; New York: Routledge, 1998.
- Colour and colour theories, Christine Franklin, New York: Arno Press, 1973.
All was light: an introduction to Newton's Optics, A. Rupert Hall. Oxford: Clarendon Press; New York; OxfordUniversity Press, 1993.
Painting with light, John Alton, Berkeley; University of California Press, 1995.
Narration in light: Studies in Cinematic Point of View, George. M. Wilson, Baltimore; The JohnsHopkinsUniversity Press, 1992.
Space and geometry: In the light of physiological, psychological and physical inquiry, Ernst Mach; Translated from the Germany by Thomas J. Mc Cormack, Illinois: The Open court publishing company, 1988.
Interpreting visual culture: explorations in the hermeneutics of vision.
The Philosophy of the visual arts.
Plato's theory of art